تبليغاتX
کودکانی فرا تر از... - اختلا لات رفتاري كودكان فراتر...
گاهی اوقات همه چیز آنطور که دیده می شود نیست

انزوا جويي و عزلت در كودكان ( قسمت اول )

 

تمايل به زندگي در جمع و ميل به ارتباط با ديگران در همه ي انسان ها وجود دارد و حتي برخي از دانشمندان آدمي را بدين خاطر موجودي اجتماعي و مدني الطبع معرفي كرده اند. همه دوست دارند در ميان جمع كامياب باشند،  به همين جهت يكي از  شكنجه هاي كشنده براي انسان ، گذراندن زندگي در زندان ،  آن هم در سلول انفرادي است.

در عين حال ما افرادي را مي شناسيم كه دوست دارند بيشترين اوقات خود را در تنهايي بگذرانند و اين همان حالت انزوا و عزلت طلبي است كه متأسفانه در بين كودكان نيز شايع است.

نوعي از انزوا كه منجر به افسردگی مي شود بيماري قرن ناميده شده ، از آن بابت كه بيش از ديگر بيماري ها خطرآفرين است. افسردگي مرضي كشنده نيست ولي مي تواند عوارضي ايجاد كند كه كشنده  يا لااقل جانفرسا باشد. البته بحث آن در دنياي امروز جديد است زيرا حالات و رفتاري كه قبلاً در كودكان ديده مي شد به نظر نمي رسيد ناشي از اين مرض باشد.

معرفي

مي توان گفت ا نزوا  و عزلت طلبی حالتي عصبي است كه وقتي بر آدمي عارض شود ترك جمع و حتي خانواده مي گويد و علاقه پيدا مي كند كه دور از چشم ديگران به زندگي ادامه دهد.

برخي آن را عارضه اي جسمي – رواني دانسته اند و معتقدند كه بدن در ايجاد آن نقش دارد. ولي در اصل اختلال كه رواني باشد جاي شك و شبهه اي نيست. به هنگامي كه اين ابتلا عارض انسان شود حيات اجتماعي او رو به انحطاط  مي گذارد و آدمي با تمام وجود از زندگي در بين جمع احساس خستگي و كوفتگي مي كند.

در دسته بندي اختلالات گروهي آن را از نوع اختلالات نوروتيك ( اختلالات عصبي ) به حساب مي آورند كه به صورت نشانه هاي مرضي هيجاني خود را نشان مي دهد و برخي آن را پسيكونوروتيك و داراي نشانه هاي آن مي دانند.

عموميت

اين بيماري را مي توان امري عمومي دانست . دامنه ي آن به قدري وسيع است كه حتي كمتر خانواده اي را سراغ داريم كه فردي از آن ، دچار اين حالت ( لااقل در مقطعي از زندگي خود) نشده نباشد. براساس يك همه پرسي ، هفده درصد كودكان مورد مطالعه ، اين حالت را داشته اند. به صراحت مي گوييم كه افسردگي و ا نزوا جویی به صورت موقت و زودگذر در افراد عادي هم ديده مي شود ولي كمتر نمايان است. اين امر بدان خاطر است كه اطفال در حال رشد هستند و تشخيص افسردگي در آنان مشكل است و جست و خيزها حتي اگر اندك هم باشند مانع آگاهي از اين امر مي شود. با همه ي  وسعت و كثرت احتمال ، تداوم آن در افراد حدود يك درصد است و البته اين احتمال در زنان دو برابر مردان و در سنين بالاتر به مراتب بيشتر از سنين پايين است. همچنين براساس آمار ، بيماراني كه دچار افسردگي هستند 25 تا 45 درصد بيماران رواني را تشكيل مي دهند. 

اين نكته هم قابل ذكر است كه عزلت طلبي در برخي از جوامع ، امري مستحسن شمرده مي شود و طرفداران مذهب بودا آن را وسيله اي براي رشد و تكامل به حساب مي آورند، در حالي كه از نظر ما آن عزلتي عامل رشد است كه ارادي و آگاهانه باشد نه ناشي از مرض.

انواع

عزلت طلبي و انزواجويي در افراد مختلف صورت هايي دارد كه در كل ، قابل دسته بندي به دو صورت معقول و غير معقول است.

در صورتي اين حالت را در افراد ، معقول مي دانيم كه از روي خواست و اراده، و براي دستيابي به مقصدي مهم باشد. مثلاً در اسلام رسم اعتكاف را داريم كه فردي سه روز در مسجد و يا عبادتگاهي اقامت مي كند و به انجام اعمال عبادي خاصي مي پردازد، و يا دانشجويي براي يك تحقيق علمي وارد اتاقي مي شود و چند روز در را به روي خود مي بندد. گاهي نيز اين امر، نامعقول و نشانه اي از ناهنجاري رواني است كه در آن صورت انگيزه ي اساسي آن محروميت ، نا کامی و بيماري است و عامل تصميم معقول در آن به چشم نمي خورد. حتي خود بيمار هم نمي داند چرا اين چنين است.

اين گونه افراد از نظر پزشك بيمارند و خودشان هم دليل اين حالت را نمي دانند. ممكن است براي عزلت خود دليلي بياورند ولي اگر نيكو بررسي شود دليل شان نوعي " دليل تراشي" است و انزوا به خاطر نفس ِانزواست نه مسئله اي ديگر. البته اين حالت در افراد مختلف درجاتي دارد ولي مبتلايان در هر درجه اي كه باشند از واقعيت ها جدا مي شوند و تمايلات و آرزوهاي خود را از بين رفته مي يابند. بيماري شان آنها را از حالت بهنجار خارج كرده و جنبه ي باليني پيدا مي كنند.

+ نوشته شده در  ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط امیر.خ  |